ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

81

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) زهير بن عمرو خانه‌اش در محله بنى كلاب بوده و حال آنكه از آن قبيله نبوده است . سلمة بن محبّق « 1 » خداش گويد عثمان بن عمر ، از گفتهء ايوب بن ثابت ، از گفته بانويى به نام بحريه ما را خبر داد كه مىگفته است * عموى من خداش از پيامبر ( ص ) استدعا كرده بود كاسه‌يى را كه ديده بود آن حضرت در آن غذا مىخورند به او ببخشند . بحريه مىگفته است آن كاسه در خانه ما بود و عمر مىگفت آن را بياوريد . ما كاسه را از آب زمزم پر مىكرديم و پيش او مىبرديم و او از آن آب مىآشاميد و از آن بر سر و چهره خود مىپاشيد . قضا را دزدى كه به خانه ما دستبرد زد آن را هم همراه كالاهاى ديگر برد . پس از اينكه كاسه دزديده شد عمر آمد و خواست آن را برايش بياوريم . گفتيم : اى امير مؤمنان ! آن كاسه همراه كالاهاى ديگرى از ما دزديده شد . عمر گفت : مريزاد دستش ! كاسه رسول خدا را به سرقت برده است . گويد : به خدا سوگند كه عمر نه او را دشنام داد و نه نفرين كرد . ابو سلمة گويد اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از گفتهء عثمان بتّى ، از عبد الحميد بن سلمه ، از پدرش سلمة ، از پدر بزرگش ابو سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * پدر و مادرش كه يكى مسلمان و ديگرى كافر بوده است دربارهء سرپرستى از او به حضور رسول خدا داورى برده‌اند . پيامبر ( ص ) نخست به آنكه كافر بود توجه فرمود و عرضه داشت : بار خدايا هدايتش كن و

--> ( 1 ) در متن توضيحى نيامده است .